محمد حسن خان اعتماد السلطنه
2156
مرآة البلدان ( فارسى )
نيستيم و تاريخ همان است كه نگاشته شده . نيز مشتبه نماند كه كاوس ( كامبيز ) پارسى پدر كيخسرو و غير از كيكاوس ( كياكسار ) پادشاه مدى بوده . آستياژ را به عقيدهء مورخين يونانى دخترى بود مندان نام و چند نفر از مورخين ديگر ، به جاى مندان ، امىتيس « 24 » نوشتهاند . بالجمله او را به كامبيز ( كاوس ) نام ملك يا والىزادهء فارس تزويج كرد . بعد از اين مزاوجت شبى در خواب ديد كه تاكى از سينهء مندان روئيده كه به اطراف و اقطار عالم شاخههاى آن سايه افكنده است . تعبير خواب خود را از مؤبدان جويا شد . ايشان متفق القول جواب دادند كه از دختر پادشاه پسرى متولد خواهد شد كه صاحب تاج و نگين و مالك اكثر ممالك روى زمين خواهد گرديد . اما بعضى از مورخين نوشتهاند پادشاه در خواب ديد مندان به قدرى بول كرد كه قسمت عمدهاى از روى زمين را بول تر كرد و فروگرفت . نگارنده گويد اين همان حكايت تزويج فرنگيس دختر افراسياب است با سياوش و آبستن شدن او به كيخسرو و خواب ديدن افراسياب و بيمناك شدن از آن مولود عاقبت محمود و قصد اهلاك دختر و طفل و دادن آنها را به دست پيران ويسه و ايمن شدن آنها به تدبير و تمهيد او و در اين مورد فردوسى عليه الرحمة فرمايد : نظم چو يك بهره بگذشت از تيره شب * چنان چون كسى كان بلرزد ز تب « 25 » خروشى برآمد ز افراسياب * بلرزيد بر جاى آرام و خواب چو آمد به گرسيوز اين آگهى * كه شد تيره آيين شاهنشهى [ به تيزى بيامد به نزديك شاه * ورا ديد بر خاك خفته به راه ]
--> ( 24 ) - Amitis ( 25 ) - چنانچون كسى راز گويد به تب ( شاهنامه ، چاپ مسكو ، 1965 ) جلد سوم ص 48 .